سيد علاء الدين محمد گلستانه
199
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
و امّا اعتبار شهرت بين الأصحاب ، پس ، از آن ظاهرتر است كه احتياج به بيان داشته باشد . و امّا عرض بر كتاب و سنّت ، پس ، از آنچه گذشت ، ظاهر شد كه آيات قرآنى ، چنانچه احاديث در تفسير آنها وارد شده ، بر حرمت غنا دلالت مىكرد و هيچ آيهاى در اباحت غنا ، به موجب حديثى يا غير آن وارد نشده . و اگر قول مفسّرين در تفسير آيات مخالف احاديث باشد ، داخل تفسير به رأى و مطروح خواهد بود ، با آن كه جمعى از مفسّرين به خصوص غنا و معنى اعم از غنا ، بعضى از آيات را تفسير نمودهاند . و از سنّت نبوى ظاهر است كه آن حضرت صلى الله عليه و آله خوانندگى نمىفرموده و مطربى نداشته و از شنيدن آواز خوش ، هرگز تغيير در احوال آن حضرت ، راه نيافته . و اگر چنان مىبود كه شنيدن خوانندگىها ، باعث ربط به جناب اقدس الهى مىشد - چنانچه جمعى از مستمعين غنا ادّعا مىنمايند - ، مىبايست كه آن حضرت ، از اين فضيلت ، عارى نباشد . و ايشان را گمان آن است كه هر قِسم رقّتى كه در قلب حاصل مىشود ، باعث قرب الهى مىشود و نمىدانند كه جلال الهى ، از آن اقدس است كه كسى را به او ربط حاصل شود و كمالى كه بنده را مىباشد كه از آن به « قرب » تعبير مىكنند ، عبارت از بندگى و اطاعت است و در هر كس بندگى بيشتر است ، قرب او زياده است و چنان نيست كه رتبهء اعمال عباد در درگاه الهى ، موافق گمانى باشد كه آدمى در عمل خود داشته باشد ، و بسا باشد كه زبونترين اعمال در نظر آدمى ، بهترين اعمالش باشد ، نزد جناب اقدس الهى ، و پسنديدهترين اعمالش زبونترينِ آنها باشد . و چنان نيست كه هر رقّتى خوب و هر قساوتى بد باشد . مثلًا قساوت و ترحّم ننمودن بر كسى كه كمال عجز و شكستگى نمايد و رضاى الهى در قتل او باشد ، در كمالِ خوبى است و ترحّم بر چنين كسى كه از رقّت قلب ، به سبب عجز او ، ناشى شده باشد ، ناپسنديده [ است ] و تغيّر « 1 » حالى كه جمعى را در وقت شنيدن آواز خوش به هم مىرسد ، چنانچه بى خود مىشوند يا خود را به بيخودى مىاندازند و آن معنى را كمال مىدانند ، بسيار باشد كه در شنيدن سازهاى خوش ، مثل آن حالتى عارض شود و هيچ كس ، آن را ربطِ به خدا نام نمىكند . و كلينى رحمه الله در دو حديث از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده كه به آن حضرت گفتند كه : جمعى هستند كه هرگاه از قرآن ، چيزى ذكر مىكنند يا كسى براى ايشان مىخواند ، فرياد مىكنند
--> ( 1 ) . ب و ج : « تغيير » .